تبليغاتX
جنون=مهدی ده نمکی

میلاد سلطان علی ابن موسی (ع)

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع) ایها الامام الرئوف

چه غم را محنت عالم همه سویم آید

که دخیل حرم و پنجره فولادم .......

 

 

 

شبی یاد جنون آباد کردم

علی موسی الرضا(ع) را یاد کردم

میان بی کسی های شبانه

هوای صحن گوهر شاد کردم

طنابی از دیده ام بر دل ببستم

دخیل پنجره فولاد کردم

 

۲ هفته نیست که از پابوس حضرتش اومدم . اما دارم دغ میکنم .

باز این دل دیوانه خواهد که بد مستی کند ٬جستی زند از سینه ام بیرون پرد تا صحن تو .............

 

میلاد حضرت امام رضا (ع) سلطان سریر

ارتضا ٬ صاحب ما بر همه عالم مبارک .

 

 

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | دوشنبه 1386/08/28

سینه زنها

السلام علیک یا مولانا صاحب الزمان (عج)

سینه زنها سینه را سینا کنید                    راه و رسم عشق را پیدا کنید

عشق با نام حسین کاری نکوست                قطره های اشکمان از جام اوست

قصه کرب و بلا افسانه نیست                      شیعه با مولای خود بیگانه نیست

سینه ها را سرخ از غیرت کنیم                از میان تا خیمه اش هجرت کنیم

ما همه مدیون اشک زینبیم                          نور پیدا ما گرفتار شبیم

مهدی زهرا ز نسل کربلاست                        او تجلی علی مرتضی است

پس چرا مولای ما تنها شده                      بر رخش گرد غریبی وا شده

ما گرفتار و اسیر کیستیم                             منتظر بر دیدن او نیستیم

منتظر بر دیدنش هستیم ما ؟!                     با گناهان راه او بستیم ما !

قلبمان پر گشته از شرک و ریا                    پشت بر او ذکرمان مهدی بیا

ذکر هل من ناصرش را گوش ده                     سینه را با راه مولا جوش ده

از گناه شیعیان دلگیر شد                          از غم ما نایب او پیر شد !

یار ما بی همدم و بی یاور است                    هر شب از غم بر مزار مادر است

در میان این همه روی کبود                         سیصد و سیزده همت نبود ؟!

با تمام فوج فوج سینه چاک                          خانه مولا شده یک تل خاک

بس کنیم دیگر تقیه نیست نیست       جان به کف همچون شهیدان کیست کیست؟

ای شهیدان راهتان مسدود شد                     هر که شد باز امتحان مردود شد

ای شهیدان رو به مولا کرده اید                          خال نیکویش تماشا کرده اید

استخوان هاتان گواه غیرت است                        راهتان تجدید عهد و بیت است .

شعر بالا از سروده های دوست عزیزم آقا مصطفی صابری بود که خیلی وقته تو روح و جان من نجوا میشه .

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | شنبه 1386/08/26

پی نوشت دیشب

بسم رب المهدی (عج)

این هم پی نوشت مطلب قبلی ٬ هم واسه اونایی که موافقن و هم برا اونایی که مخالفن :

اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند

این خاک احترام به دریا نمیکند

شهر پر از هوا ٬ نفسم را گرفته است

اینجا کسی هوای مسیحا نمیکند

دنیا مرا برای خودش خواست ای رفیق

شیطان که فکر آدم و حوا نمیکند

پای تو کم کسی زخودش دست شسته است

اینجا کسی مسافرت از ما نمیکند

نامت برای دفع بلا روی طاقچه است

ورنه کسی نگاه به آقا نمیکند

از سیر چشم تو فیضی نمیبرد

قومی که میل عالم بالا نمیکند

شبهای عاشقان چقدر طول میکشد

مارا جدا ز خود شب یلدا ! نمیکند

خون میخوریم و شکر خداوند میکنیم

با ما فراق بهتر از این تا نمیکند

دوستانی که بر من خرده گرفتید . آهای با شما هستم که خودتو منتظر میدونی .

با شما هستم که فکر میکنی دولت امام عصر توی کابینه اش برا من و تو پست وزارت خالی داره !

آهای اونیکه دائم از انتظار توی وبت ! مینویسی .

آهای با توام . خودت واسه خودت کلاهت رو قاضی کن . انتظارت واسه کیه ؟ واسه چیه ؟

من و تو هممون دروغ میگیم .

اقوامی که انتظار نمایان شدن پیامبر آخر الزمان را داشتند بعد از اینکه آمد با او چه کردند . اونها هم خنجر کشیدن .

اونایی که با علی دست خلافت دادن تو غدیر خم ٬ توی کوچه شاهد همون دستای بسته بودن .

اما من نوکر همتونم هستم . هر کی واقعا منتظره خودشو به من معرفی کنه . به خود خدا تا آخر عمر نوکریشو میکنم .

خیلی حرفها تو دلمه . اما باشه قرارمون قیامت . من که ادعا ندارم .

بابا ما خودمون داریم توی روی آقا وایمستیم . حالا مدعی انتظاریم . بی خیال .....

خودش میگه :

دلت را خانه ما کن .....................

چقر از ته دل واسه آقا انتظار میکشی . فقط تو هیئتها ؟! از در هیئت که میآی بیرون چی ؟!

فقط جمعه ها ؟! شنبه سر کار و سر کلاس و پشت ترافیک چی ؟! همه جا داری دنبال آقا میگردی ؟!؟ اگه ۳۱۳ نفر اینجوری پیدا بشن که تمومه .

زیاده جسارت است به ساحت منورش .

فقط بدانیم که ما محبیم نه منتظر ......................

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | پنجشنبه 1386/08/24

مردن بهتر

بسم النور

ما مست علوفه ایم مردن بهتر

بی برگ و شکوفه ایم مردن بهتر

از غیبت طولانی مولا پیداست

ما مردم کوفه ایم مردن بهتر

آقا جوون سلام ...

آقا نیا ! الآن نیا ! آخه معلوم نیست اگه این روزا بیای کسی واسه استقبالت میآد یا نه . به خدا معلوم نیست که ما شیعه ها چقدر پشتت دربیایم .

آقا شما که سابقه تاریخی ما شیعه هارو داری . شما که سابقه ما مسلمونارو داری . شما که میدونی ماها از تو کوچه بی معرفتی مون شروع شده . آقا ما به بوی در نیم سوخته عادت داریم . ما تماشاچیای خوبی هستیم . ما حتی از ترسمون میتونیم خوب تشویق کنیم . ما از کوفیا بدتریم . اونا امکانات نداشتن اما ما الآن داریم . ما انرژی هسته ای داریم . همه چی داریم اما واسه کی داریم خودمونم نمیدونیم .

آقا جوون ماردت نیا !آقابه خدا هنوز جنازه حمید باکری پیدا نشده که بتونه کمکت کنه . آقا به خدا همت مرده . به خدا کاوه و برونسی نیستن که برات سربازی کنن . چمران دیگه نیست . آقا جونم ماها غیرت نداریم . آقا جوون یابن الحسن (عج) ما هنوز صبح که از خواب پامیشیم اول نگاه میکنیم ببینیم خیابونا خلوته یا شلوغ . ما رادیو رو که روشن میکنیم منتظریم بشنویم بنزین ارزون شد یا گروون . منتظریم بشنویم کوپن قند اعلام کردن یا روغن . منتظریم وقتی میریم سر کار ببینیم رئیس جدید اومده یا نه ! هیچ وقت از خواب بلند نشدیم و منتظر این باشیم و به این امید باشیم که تو امروز میآی .

آقا نیا ! هر وقت ماها منتظرت شدیم بیا !

آقا میترسم بیای مدیون مادرت بشیم . میترسم مدیون عباس بشیم . از خودم میترسم . به خود خدا میترسم . رک بگم میترسم بیای و اول از همه گردن منو بزنی .

پس نیا تا ما آدم بشیم . واسمون دعا کن . تو رو به جان عمو عباست دعا کن آدم بشیم و منتظر ...اگر هم قراره آدم نشیم مردن بهتر.............

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | چهارشنبه 1386/08/23

میلاد حضرت فاطمه معصومه (علیها سلام) مبارک

السلام علیکم یا اهل بیت النوه (علیهما سلام)

السلام علیک یا صدیقه الشهیده یا فاطمه الزهرا ( سلام الله علیه )

السلام علیک یا فاطمه المعصومه ( سلام الله علیه )



مرغ دلم راهی قم میشود

در حرم امن تو گم میشود

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

عمه سادات بگو کیستی

فاطمه یا زینب ثانی استی

از سفر کرب و بلا آمدی ...

یا که به دیدار رضا آمدی

میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) را به ساحت مبارک و قدسی مولانا صاحب العصر و الزمان (عج) و دوستداران و محبان آل الله تبریک میگویم .

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | یکشنبه 1386/08/20

شهید نظر میکند به وجه الله

بسم رب الشهداء

مجنون سرای ما با مطلبی تحت عنوان :

حضرت امام                                                                     حضرت امام

سخنان حضرت امام خمینی (ره) در مورد شهید و شهادت به روز شد .

مجنون سرا

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | شنبه 1386/08/19

سفرنامه

بسم الله النور

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

السلام علیک یا جعفر بن محمد الصادق (ع)

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

بشنو از موسی کاظم (ع) این روایت را که گفت

زائر قبر رضا (ع) در عرش زوار خداست

زیر آسمان هشتم

یادنامه و سفر نامه دهمین سالگرد تاسیس هیئت محبان الصادق (ع)

مشهد مقدس - آبان ۱۳۸۶

گاهی که ز من زمانه بر میگردد

یا گریه و ناله بی اثر میگردد

و ز غم دل خسته شعله ور میگردد

با نام رضا (ع) شبم سحر میگردد

اینجا حرم امن رضوی ٬ صحن گوهر شاد ٬ شبستان ششم

محل برگزاری مراسم شب شهادت حضرت امام صادق (ع)


این هم تعدادی از هشدارها و تذکراتی که جلوی چشم دانش آموزان و خدمون نصب کردیم تا یادمون نره :

البته نا گفته نمونه این کلمات قصار رو عزیز دلمون علی آقای لک هنر نمایی فرموده بودند .


این هم فلسفه زیارت :


اگه گفتید اینجا کجاست !!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


این هم چند تا از خادمای اردو که جلوی دوربین حاضر شدند :


این هم بچه هایی که بعد از ۴ روز خستگی و با دلهایی لبریز از نور حضرت سلطان علی بن موسی الرضا (ع) عازم شهر و دیار خودشونن ( تهران = شهر گناهان کبیره )


و از همه خسته تر { خدا خیرش بده } ناخدا قدرت الله ما بود :


مجید آقای قدرتی هم زحمت کشیدند و تو این چند روز نسبت به ارائه مبحث " باید ها و نباید ها در مجالس مذهبی " که از سلسله دروس استاد شکیبا فر بود پرداختند و من هم در اولین فرصت برای استفاده دوستان آپ اون رو قرار میدم .

توی این سفر هر جا حالی دست داد به یاد همه دوستان بودم و نایب الزیاره شما ٬ دعاگویتان بودم .

یاعلی..........

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | سه شنبه 1386/08/15

دل تنگی و حلالیت

بسم رب الشهدا و الصالحین

این پست رو واسه طلب حلالیت از تمام دوستان ٬ آشنایان و حتی دشمنان عزیزم دارم ............................ 

فردا شب با بچه های هیئت محبان الصادق (علیه السلام ) میریم مشهد تا به امید خدا مثل هر سال شب شهادت حضرت امام صادق (علیه السلام) در صحن گوهر شاد به اقامه عزا واسه بنیانگذار مکتب جعفری و بازکردن عقده های دل کنیم .

 

مطمئن باشید که به یاد همه هستم و دعاگو و نایب الزیاره شما .

و شما هم دعا کنید تا بتونم بهره خوبی از این سفر ببرم .

یاعلی

مهدی .....................

راستی یه سری هم به مجنون سرای من بزنید .

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | پنجشنبه 1386/08/10

سند چشم انداز غیرت مردم ایرن و تهران

بسم الله النور

با سلام خدمت همه عزیزان ٬ تو وبگردیهای امشبم توی وبلاگ عزیز طلبه تخریبچی یه مطلب خوندم . شما هم بخونید .

بسم المعشوق


 



بچه ها سلام


تا حالا ديوانه شدين ؟!


تا حالا ديوانه ديديد ؟!


اصلا مي دونيد ديوانه کيه ؟!


چقدر دوست داريد ديوانه باشيد ؟!


به نظرتون اين دوانگي نيست که بخواد کسي ديوانه باشه ؟!


اصلا به کي ديوانه مي گن ؟!


اينا همه سئوالهايي نيست که به ذهن من مي رسه . بلکه سئوالاي ذني من بسيارند ... .


شايد وقتي مي گن ديوانه آدم معناي بدي ازش برداشت مي کنه .


حالا يه سئوال : به نظر شما ديوانه حسين (ع) کيه؟!


به کي مي گن ديوانه حسين ( ع) ؟!


چند سال پيش بود که به همت محمد امين آقاي حقيقت موفق شديم سري به زنده ترين موجودات عالم بزنيم ... .


ساکنين بهشت خدا ... .



حدود ساعت 10 بود که سوار ماشين شديم و به طرف سعادت آباد حرکت کرديم.



آخر خيابون که رسيديم تازه فهميديم که چقدر سعادت داشتيم که اومديم ديوانه ديوانه هاي حسين (ع) بشيم . يه جايي يه تابلو بود که نوشته بود بيمارستان اعصاب و روان سعادت آباد .


خيلي بهم برخورد مثل اينکه بهم فحش دادن.غيرتم به جوش اومده بود.نمي دونم چرا شايد اين بيمارستان نوشتن و اين اعصاب و روان برام يه ذره سخت بود تحملش.


شايد بايد روي اون تابلو مي نوشتند بهشت خدا... .


يا مي نوشتند : به طرف منزلگاه شهيدان زنده خدايي... .


يا شايد هم بايد مي نوشتند عرش خدا روي زمين ... .


شايدم هم بهتر بود بنويسند سند چشم انداز غيرت و مردانگي مردم تهران و ايران ... .


منزل غيرتمند ترين غيرتمندان عالم ... .


وادي نور ... .


فرودگاه ملائکه الله... .


 



و خلاصه هر چه اسم خوب و با مسماء مي شد براي اونجا گذاشت تا معناي اون بهشت خدا را بده .



نمي دونم اونجا کجا بود ؟!


چه چيزي روي تابلوي اونجا بايد مي نوشتند ؟!


يا به طرف چي و کجا داريم نزديک مي شويم ؟!



وقتي مي شنيدم منصوري اون جانباز سر افراز مي گفت : براي دينم رفتم براي مردمم رفتم. نه هوشي در سر بود نه عقلي بود تا بفهمم که اين مرد ترين مرد عالم چي مي گه؟!


وقتي مي گفت : ان شا الله اقا بياد مثل اون بود که معناي تازه اي از مهدويت زنده شده بود برام . مثل اون بود که مهدي فاطمه اماده ظهور بود و خون تازه اي در رگهام جريان پيدا مي کرد. و معناي انتظار رو مي فهميدم ... .


باور نمي کنيد که چقدر دردناک و خجالت آور بود که جانبازي باهمه جراحتي که براو وارد شده بود. وقتي ازش پرسيدم :


چرا رفتي ؟! گفت براي دينم رفتم و باز هم ميروم چون فرمان امامه ... وقتي که يکي از اين بهشتي ها مي گفت وظيفم رو تشخيص دادم و انجام دادم.=


از خودم پرسيدم راستي وظيفه ما چيست ؟ ! فرمان امام ما چيست ؟!


نمي دانيد چقدر با صفا بود امير هوشنگ افتخاري پور همان که به محض ديدم ما از ته سالن دويد و اومد وگفت من برادر طلبه شهيد بسيجي عارف عليرضا افتخاري پورم عضو گردان عمار لشکر محمد رسول الله ... .


چقدر زيبا بود صداي سوت بلبلي زدن رمضاني اون جانبازي که اهل سواد کوه بود و براي روحيه دادن به بچه هاي آسايشگاه يا همان بهشت خدا در تهران - سعادت آباد سوت بلبلي ميزد .


گوئيا همت تمام قامت ايستاده بود و داشت به بچه ها روحيه مي داد ...


گوييا مسيح کردستان زنده شده بود و مردم را به جهاد و غيرت مي خواند.


چقدر سوزناک مي خواند محمد علي مهدي زاده اهل قم همون بسيجي عارف و شهيد زنده اي که به زعم خيلي از ما اهل زمين ديوانه و رواني و بيمار واهل بيمارستان و به زعم الهيون عالم عارفترين عرفاي زمانه.


خدا يا اينجا کجاست ؟ !


 


ياد سپهر بخير! من شنيده بودم داستان اصحاب کهف رو که وقتي فهميدند پولشون ديگه سکه نداره و خلاصه خيلي چيزهاي ديگر رو. از خدا خواستند وفاتشون رو برسونه مبادا اين بچه ها مثل سپهر دعاي عجل وفاتي بخونند ؟!


مبادا خانواده هايشان احساس حقارت کنند؟!هيچوقت يادم نمي ره اون جانبازي رو که تعريف مي کرد تو ميدون وليعصر تهران رفته بود و از خانمي پرسيده بود چرا شلوار شما اينقدر کوتاهه و اون خانم گفته بود: احمق بي شعور متحجر اين ترقي و پيشرفته به اين مي گن کلاس . و اون جانباز به تشنج افتاده بود و با بر خورد بد پليس و مردم مواجه شده بود. پيش اون مردترين مرداي عالم و غيور ترين غيرتي هاي هستي کم آوردم و اشکم جاري شد. راستي رفقا اينها چه کساني هستند ؟ !


کليد ترقي ما ؟!


سند پست و مقام ما ؟!


سند غيرت امت حزب الله ؟!


آدمهايي که به درد دفن شدن در بيمارستانها و به قول امروزيها يعني همان مترقي نماها وامروزيها تيمارستانها مي خوردند؟!


مگر نه اينکه هنوز هم که هنوز است در دانشگاههاي ايران عده اي در رشته باستان شناسي درس مي خوانند تا استخوانهاي پوسيده سربازان هخامنشي و سلجوقي و غيره را کشف کنند؟!


مگر اينها همسنگران شهدا نبودند؟!


مگر اينها سند زنده انقلاب نيستند ؟!


مگر اينها واسطه نان وآب پشت ميزنشينها نيستند ؟!


پس چرا بايد زير آوار فراموشي دفن شوند ؟!



مگر ما به شهدا بدهکار نيستيم ؟!


باورنمي کنيد وقتي که يکي از اين جانبازان بزرگواردرگوش من گفت با انقلابي که به دست شما سپرده ايم چه کرده ايد؟!


ازخداطلب مرگ کردم !


باورکنيد ما مسئوليم ؟!


قبرستانهاي تحجر و پوسيدگي هخامنشي و سلجوقي و ... را رها کنيد البته نه رها نکنيد اما به پهلوانهاي زنده هم نيم نگاهي بيندازيد چرا که پهلوان زنده را عشق است .


سري به بهشت خدا بزنيد که بهشتيان آغوش به رويتان گشوده اند .


!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | دوشنبه 1386/08/07

راستی دوکوهه ، تو هم این را می دانی که در تمام دنیا یک بسیجی سرمایه دار پیدانمی شود ؟

 

 سلام بر دوکوهه و سلام بر حسینیه و ................

دو کوهه ،ای پر از نوای کمیل ! ای پر از زیارت عاشورا ! و ای مثنوی معنویت بسیجیان! آمده ام کنار تو ، کنار شانه های ستبر تو و بر زخمهایت بوسه می زنم .

 دو کوهه ، ای دیوان خاطرات سرخ ! آمده ام تا با تو از دلتنگی بسیجیان بگویم . آمده ام بگویم تنها تو نیستی ، که تنهایی ، ما نیز تنهائیم  . و دل خوشیم با مشتی خاطرات پریشا ن .آمده ام بگویم تو از همه بخدا نزدیکتری و بهتر از هر کس در دل بسیجیان جای داری .آمده ام بگویم دلمان انبوه درد است .

 

دوکوهه

 

درد نا مهربانی و حسرت فراق دوستان . آنانکه خود نام آور بیشه های خوف و خطر بودند و فریاد رسایشان کمر دشمن را می شکست ،اینک گمنام ترینند .

تنها تو هستی که از زمزمه بسیجیان آگاهی . خوشا بحالت ! دو کوهه تو میزبان هشت ساله بهترین لاله هایی که در دامان سبز تو پرورش روح یافتند و آگاهانه به خدا رسیدند .

لاله هایی که در دامان تو بود بعد از این در دامنه هیچ دشتی نتوان یافت . با تو و اروند و شلمچه و قلاویزان و شاخ شمیران و ماووت جور دیگری باید صحبت کرد باید از شما با واژه های آسمانی سرود . کاش می شد یکبار دیگر بسیجیا ن را در حسینیه تو گرد آورد و زیارت عاشورایی زمزمه کرد.

دو کوهه ، تو عزیز دل بسیجیانی ، تو پاکترین سرزمینی برای گریه هایم ! تو صبورترینی برای شکوه هایم ! شبهای تو زیباترین شبها ست برای خوا ندن خدا .

تو هنوز که هنوزست بسیجی مانده ای . دشتها همه به تو ا قتدا می کنند . بسیجیان جز در آ غوش تو آرام نمی گیرند .امروز تمام زمزمه هایم را می آورم برای یا فتن آرامش گمشده ام .ما همه خویش را در تو پیدا می کنیم . نمی توان بسیجی بود و تو را نشناخت .نمی توا ن دل بسیجی دا شت و تو را فراموش کرد .

راستی دو کوهه می خواهم بگویم ، چه شده است که جامعه ما را جذبه معنویت فرا نمی گیرد ؟ چه شده ا ست که فرهنگ بسیجی که زمانی ا فتخار پاکترین و بزگترین مردان ما بود از بین رفته است ؟ چه شده ا ست که زمانی نه چندان دور ، بسیجی زندگی کردن ، بسیجی مردن ،راه کسب ا فتخار بود ، اما اینک از بسیجی فقط " لفظ" ان مانده و بس !

راستی دوکوهه ، تو هم این را می دانی که در تمام دنیا یک بسیجی سرمایه دارپیدا نمی شود ؟ و این را هم میدانی که بسیجیان ما ، ماهانه کرایه خانه ندارند بدهند . 

  اما دلشان و عقیده ا شان را به کرایه نمیدهند ؟ و لابد این را هم می دانی که در گوشه وکنار شهرمان ،بسیجیان بیصدا دارند دق می کنند ! دو کوهه ، ای محرم راز بسیجیان ،دل تنگیهایم را فقط در فضای تو پرواز می دهم که از نماز شب بسیجیان سرشاری .

 

ای اشنای سروهای سربدار ، روبروی تو  ارامش عمیقی ست برای ا لتیا م زخمهایم . با تو که می نشینم ، تنهایی را فراموش می کنم و زمزمه یا زهرای بسیجیان را در نگاهت میخوانم . ای یادگار حاج همت ! ای صبور غریب ! ای عطر بسیجیان پیچیده در تنت ! در ان روزگار علی (ع) با چاه درد دل می کرد اینک و در این روزگار ما نیز با تو بازگو می کنیم دلتنگیهایمان را .

ما را دریاب ، دوکوهه !


منبع : راویان نور

!! جنون نگاری های مهدی ده نمکی | | جمعه 1386/08/04

RSS