بوته میزان
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه نقد و بررسی وبلاگ
دارالمجانین = مهدی ده نمکی
یکشنبه : ۷/۱۱/۸۶
ساعت : ۵ الی ۷ بعد از ظهر
مکان : خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان 21 - پارک شفق - فرهنگسراي دانشجو - سرای کتاب
منتظر تشریف فرمایی تمامی دوستان و ......... هستیم .
خوشحال میشیم زیارتتون کنیم .
یاعلی
مهدی .................
شام غریبانه ...............

حسین سرچشمه خورشید است .... و بدان که سینه تو نیز آسمانی است لایتناهی با قلبی که در آن سرچشمه خورشید میجوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن : حسین ٬ حسین ٬ حسین ٬ حسین ........
نازم به خورشیدی که در شام غریبان ٬ قرآن به لب بر نیزه ها چون ماه میرفت ٬ حتی سر بی پیکر اما سربلندش ٬ یک نیزه بالاتر ز دشمن راه میرفت ....
نمیدونم این شب شام غریبان چرا یهو دلم هوای کربلای جنوب کرد . دلم واسه دوکوهه یه ذره شده .
مکه من فکه بود منای من دوکوهه قبله من جبهه و کربلای من دوکوهه
مدینه ام شلمچه و بقیع من هویزه مروه من طلائیه صفای من دوکوهه
دیار غربت و غم و وادی عشق و عرفان جای قبول توبه و دعای من دوکوهه
محل کسب دانش و معرفت و ولایت راه عبور آزمون برای من دوکوهه
کوچه آشنایی و محل بیقراران مأمن من ٬ پناه من ٬ سرای من دوکوهه
فرصت بیعت من و جای ندای لبیک زود به یار میرسد صدایم از دوکوهه
اگر راه کربلا بسته به عاشقان است علقمه و فرات و نینوای من دوکوهه
جای سرودن شعار انتقام سیلی شبیه کوچه های مقتدای من دوکوهه
بین تمام شهرهای کشور دل من آنکه بود محرم ناله های من دوکوهه
قافله رفته و دگر جدایم از شهیدان مریض هجرم و فقط دوای من دوکوهه

شبای آخر با حسین(ع) بودن
السلام علی العطشان ..................

عاشورا هر روز در در کربلای دلمان اتفاق می افتد ٬ کوشش کنیم حسین دل به دست یزید نفس ٬ تشنه لب شهید نشود و مگر نه اینکه :
{{کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا }}.
و به قول استاد درخشنده :
حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود اما افسوس به جای افکارش زخمهایش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نشان دادند و ....................
3 شب تا عاشورا
السلام علیک یا اباعبدلله
تنها ۳ روز تا عاشورای حسین (ع) وقت باقی است و خداوند حسین (ع) یاریمان دهد تا حسینی شویم و حسینی بمانیم ٬ حسینی بمیریم و حسینی محشور شویم .
دلم واسه حرمت پر میزنه ......................
از ازل تا کربلای 5 ، از کربلای 5 تا امروز .................
السلام علیک یا ابا عبدلله
من ز درگاه حسین بن علی ماهانه دارم
کی دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منسب شاهانه دارم

با عرض تسلیت ایام عزای سالار دو عالم یه چند تا نکته از بحار الانوار قشنگ دیدم که لازم دونستم عنوان کنم :
اولین روضه خوان عالم در مصائب حضرت سلطان حسین بن علی ( علیه السلام ) حضرت باری تعالی بود و اولین گریه کنان بر این مصیبت ملائک بودند در زمانی که هنوز آدم ابوالبشر آفریده نشده بود و خداوند اعلام آفرینش خلیفه خود را بر روی زمین عنوان نمود و داستان خلفای حقه خویش و ماجرای کربلا که ملائک مویه کنان و گریه کنان این عزا را اقامه نمودند .
و در روایات آمده است ابراهیم خلیل لله روزی از بیابانی عبور مینمود . ناگهان پای مرکب لغزید و با صورت بر زمین خورد و پیشانی مبارک آن حضرت شکست ٬ به محضر باری تعالی عرضه داشت : خداوندا مگر مکروهی از من نمایان شده بود که بر چنین عقابتی متسحق گشته ام و جبرییل امین بر ایشان فرو آمده و فرمود این زمین کربلاست و شرح ماوقع عاشورا را بر ایشان عرضه نمود و ابراهیم (ع) بسیار گریست .
و اما امروز روزیست که کاروان عشق بال بر زمین کربلا گشود و قافله سالار آن گویا مامن خود را یافته باشد با آرامش بر این زمین اولین خیمه عزا را دایر نمود تا همگان تا ابد الدهر بر این روز بگریند و رسالت خون تا قیامت بر پا بماند . و یارانش وفاداری را به عالمیان بیاموزند
این روزها مصادف است با ایام شروع عملیات غرور آفرین کربلای ۵ در ارض شملچه و کربلایی بود و عاشورایی برای یاران خون بر کف خمینی تا با تاسی بر یاران وفادار حسین (ع) رسالت خون خود را بر پا دارند .
و مگر نه اینکه { کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا } و ما نیز امروز کربلاها و عاشوراها داریم و اگر وفادار باشیم غیر از فداشدن راهی دیگر نداریم .
تا محفل روضه تو برپاست خوشبختی هر دو عالم از ماست
گر سینه زن غم تو هستیم این ها همه از دعای زهراست
امسال هم هیئت محبان الصادق (علیه السلام) طبق روال سنوات گذشته اقدام به برپایی خیمه عزا و مجلس ذکر سلطان نموده است .
آدرس : افسریه - ۱۵ متری چهارم - خیابان ۳۸ (شهید تارخ)- منزل براران برهمن بیرق همیشه سبز محبان الصادق(ع)
در این ایام شور حسینی درک اوج شعور حسنی را از درگاه رب الحسین(ع) برای همگان مسئلت دارم
یاعلی
مهدی ...................

محرم در راه و ما همه در بیراهه
السلام علی الحسین (ع)
و علی علی بن الحسین (ع)
و علی اولاد الحسین (ع)
و علی اصحاب الحسین (ع)
و علی الشهدا الذین بذلو مهجهم دون الحسین ( علیه السلام )

ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه امتحان میسر گردد
ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما
یک مو ز سر علی اگر کم گردد .
کمتر از ۵ روز تا محرم زمان داریم و دلهامان نه به اندازه ۵ روز و ۵ ماه و ۵ سال و ۵ قرن که به اندازه ۵۰ قرن با کربلا فاصله دارد .
و بزرگی امروز در گوش من چنین زمزمه می نمود و سوال کرد که میدانی چرا حسین با وجود علم لدنی و آگاهی از عاقبت کار خود و با علم اینکه قوم مقابلش ظالم و شقی ترین مردمانند و اینها اهل زخم زبان و اسارت بردن و ... هستند باز هم خانواده خود را با خود به نینوا میبرد ؟!!!
اجازه پاسخ به من نداد و چنین گفت :
آره ٬ حسین گفت همه چیزش فدای اعتقاد و ایمان و دینش ٬ همه خانوداش فدای دینش ..... و حسین مرد عمل بود و در عمل هم این را ثابت کرد .
حالا ماهایی که یه سال انتظار میکشیم تا محرم بشه و یه پیرهن مشکی تنمون کنیم . یه چند صباحی عزاداری کنیم و ........
ماها چقدر تا حالا واسه اعتقاداتمون هزینه کردیم ؟!
حسین و کاروان هاشمیوم تا کمتر از ۵ روز دیگر بر دریای نینوا لنگر میگشایند و ما هنوز از حسین (ع) به اعتقاداتی واهی و عوامانه بسنده کردیم . و وای بر ما که با این جاهلیت مدعی مهدویت و مسلمانی و انتظاریم .
و باز به خودم میخندم که ما حداکثر محبیم و خود را منتظر و حسینی و مهدوی ومیدانیم .
یه کم به راه بیایم . این بیراهه ای که ما میرویم سپاه یزید است !!!!!!!!!
یاعلی
مهدی .......................

آیکو !
باسمه تعالی
سلام
اول : اینکه خدمت همه دوستان و دشمنان عارض که به سلامتی زنده ام و سر حال ( به کوری چشم حسود)
دوم : دعا میکنم و امیدوارم که خید غدیر بر همگی مبارک بوده باشه .
و اما بعد : توی این چند وقتی که نمیرسیدم آپ نم اتفاقات جالبی رخ داد که هر کدوم به نوبه خود داستان هفتاد مثنوی است .
نمیدونم از بسته شدن قهوه خانه ها و جمع شدن قلیونها در ممالک اسلامی بگم یا از بیکاری کارگران و صاحبان این صنف محترم و در به در شدن ایادی پای ثابت قهوه خانه ها و سفره خانه ها . از شاخ شمیران براتون بگم که این حقیر یه هفته ای میشه که به این منطقه عملیاتی منتقل شدم یا ..........
اما از همه جالبتر رو براتون در زیر به شرح انگشتان مبارکم به عرض میرسانم .
آیکو
شنبه عید غدیر بود و ما بر حسب وظایف محوله مجبور به حضور در محل کار جدید ( شاخ شمیران ) که بعدها در مورد آن نیز مفصل ایراد کلام خواهم نمود حاضر شدم .
شب بود که به محل قدیم و خدمت استاد عزیزم حاج حمیدرضا رسیدم و به دلیل تعطیلی قهوه خونه ها مجبور شدیم برای اتلاف وقت و به یاد قدیم گشتی در محدوده تهران بزرگ ( شهر گناهان کبیره ) بزنیم . راه آهن رو که اومدیم بالا سر سه راه جمهوری ( تقاطع ولیعصر و جمهوری ) یه دختر دیدم شبیه ژاپنی ها ساعت ۹ شب بود و گفتیم یه خیری کرده باشیم . گفت ولیعصر و سوارش کردیم . بحث رو با این سوال که ژاپنی یا نه شروع کردم . بله به هدف زده بودیم . طرف که بعدا گفت اسمش آیکو بود گفت ژاپنیه و دانشجوی رشته تاریخ شناسی ایران تو دانشگاه تهارن بود و البته که بورسیه دولت ژاپن بود . گفتیم خونه ات کجاست گفت خیابون پسیان ( زعفرانیه ) بابا دم دولتش گرم که واسه یه دختر تو ایران توی بهترین نقطه شهر یه آپارتمان اجاره کرده { حالا برید ببینید دانشجوهای بورسیه ایران تو بقیه کشورها چطور زندگی میکنن ! } بگذریم .... صحبت از ایران و تفاوتهای فرهنگی بین ایران و ژاپن شد ( لازم به ذکره ایشون خیلی هم خوب فارسی صحبت میکرد) که اون گفت ایران رو بیشتر دوست داره به خاطر مردمش . میگفت مردم ایران به روابط انسانی پایبند ترند تا مردم ژاپن . ما بهش گفتیم مردم اونجا که آدمهای با ادبی هستند و آروم ترند ام ایشون به ما متذکر گردیدند که مردم اونجا کاملا کلیشه ای هستند و مردم ایران مهبرون تر و دوست داشتنی تر ( خداییش یه دو دو تا بکنیم ببینیم راست میگه ؟! ) بعد در مورد دینش پرسیدم ٬ گفت بودائیه اما دین و مذهب براش هیچ اهمیتی نداره . اون گفت یکی از کسانی که توی عالم اسلام علاقه بهش داره حضرت سلطان علی بن موسی الرضا (ع) است . و هر چند وقت یه بار میره مشهد واسه زیارت .
خیلی صحبتها کردیم اما وقتی بهش گفتم چرا خانواده ات نمیآن بهت سربزنن ؟ گفت : مردم کشورش از رئیس جمهور ایران متنفرد و به خاطر حرفهاش میترسن بیان ایران ....
وقت خداحافظی گفت شما ۲ نفر از معدود آدمایی بودید که هم ریش داشتید و هم مهربون بودید و هم آدمای خوبی بودید .
اما خدایی تا حالا ما به چند تا از این آیکو ها ثابت کردیم که در مورد ما ایرانی ها اشتباه میکنن ؟!؟!؟
دعا بفرمایید .......................


